تبليغاتX
جای خالی خاکریز
هرچه گفتند دروغ است
  • مربوط به موضوع » ادبیات خاک آلود

سایه ات هم به زمان هم به زمین سنگین بود

هرچه گفتند دروغ است حقیقت این بود

پیله ات باور پروانه شدن را نگرفت

راستی قسمت پرواز شدن شیرین بود ؟

دل تو اهل کجا بود که در حال دعا

هرچه می خواستی از عرش خدا آمین بود

بی تو از عشق نوشتیم و نمی دانستیم

خدمت عشق سراپا پر از توهین بود

کمتر از اینکه منم ، بیشتر از آنکه تویی

دل من با تو و بی بودن تو غمگین است

در تو پرواز شدن باور این قوم نبود

که پس از مرگ تو گفتند دلیلش مین بود.

عارف شعبانی-کتاب شعر مقاومت و حماسه(اشک انار)



گزارشی از بیمارستان جانبازان اعصاب و روان سعادت‌آباد
  • مربوط به موضوع » ادبیات خاک آلود

میان کسانی که برای این مردم "موجی" شدند
خیلی‌ها چشم، دست یا پایشان را در جبهه جا گذاشتند و ما نفس‌شان شدیم، چشم‌شان شدیم، دست و پایشان شدیم، اما سرنوشت ساکنان این بیمارستان به هیچ کدام از هم‌رزمانشان شبیه نشد، ساکنان این خانه تا همیشه در جنگ ماندند...
خبرگزاری فارس: میان کسانی که برای این مردم
درج در ادامه راه


رفتند ولی .....
  • مربوط به موضوع » ادبیات خاک آلود

رفتند عاشقان خدا از دیار ما
از حد خود گذشت غم بی شمار ما
دل هایمان به همره این کاروان برفت
در ره بماند دیده امیدوار ما
یک عده یافتند مقصد و مقصود خویش
واحسرتا به سر نرسید انتظار ما
عمری پی وصال دویدیم و عاقبت
اندر فراق سوخت دل داغدار ما
یاران زقید و بند علایق رها شدند
ماندیم و خاطرات کهن در کنار ما
افسوس روزگار شهادت به سر رسید
سوز و گداز و آه و فغان شد نثار ما
دیگر تمام قافله ها کوچ کرده اند
برجای مانده است تن زخمدار ما

                                    " صمد قاسم پور"



شهدایی که با بدنی سالم تفحص شدند
  • مربوط به موضوع »

در حوالی دریاچه ماهی 25 شهید پیدا کردیم که با شکنجه زنده به گور شده بودند. این شهدا را 5 تا 5 تا با سیم خاردار به هم بسته بودند و آن‌ها را زنده زنده دفن کرده بودند. طبق نظریه پزشکی قانونی 65 درصد بدن‌هایشان سالم بود. این خبر در منطقه خوزستان پیچید چون اصلاً سابقه نداشت بعد از 25 – 30 سال اینگونه جنازه‌ها سالم باشند.

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، 67 سانت از روده‌هایش نبود و شیمیایی بود؛ از 6 سال سختی جراحی‌هایش در خارج می‌گفت و می‌گفت با همین دست‌های خودش 250 شهید را از زیر خاک بیرون آورده و همین قدر که دعای پدر و مادر شهدا پشتش هست، برای آخرتش کفایت می‌کند و هیچ اجر دیگری حتی از جبهه‌اش هم نمی‌خواهد. آقای موسوی مسئول گروه تفحص منطقه شلمچه در گفت‌وگویی دوستانه، خاطراتش را روایت می‌کند:

درج در ادامه راه


سفارشات آیت الله بهجت به خانواده های شهدا
  • مربوط به موضوع » آخرین حرفهای افلاکی

بسم الله الرحمن الرحیم

همه باید بدانند که از عملیّات، آنچه که برایشان باقی می ماند، توجه به همانها داشته باشند و به آنچه که فانی می شود، توجه نداشته باشند.
اعمال صالحه، طاعات الهیّه، آنچه که مقرب به سوی خدا است، با آدم می ماند و آدم اینها را از اینجا، تا روز قیامت، تا مابعد القیامه، هر چا که هست، با خودش می برد.

اعمال صالحه انسان، اعمال باقیه انسان، فانی نمی شود. بدانند که طاعات، عبادات، مقربّات، اینها یک چیزی نیست که به واسطه اینکه [ مثلاً] این اتاق خراب شد، آنها هم از بین بروند؛ [یا اگر] این بدن از روح منفصل شد، آنها هم بروند؛ آنها باقی و ثابت هستند، بلکه یک صورت معنویه ای در آنجا از اینها، برای هر فرد فرد، ظاهر خواهد شد.
مبادا غفلت کنید! آنهایی که شهید شدند، آنهایی که شهید داده اند، در راه خدا رفته اند و در راه خدا بوده اند، و خدا می داند چه تاجی به سر اینها- بالفعل- گذاشته شده؛ ولو بعضی ها نمی بینند مگر بعد از اینکه از این نشأت بروند.



سه راهی مرگ در شلمچه
  • مربوط به موضوع » خاطرات خاکریز

رو کردم به آسمان.از ته دل فریاد زدم. چشمانم را بستم، دهانم را باز کردم و ... کفر گفتم. عربده زدم و با های های گریه، گفتم: خدایا ... اگه من رو شهیدم کنی، خیلی نامردی... خدایا، بذار من بمونم، برم توی این تهران خراب شده، یه ورق کاغذ بهم بده تا توی اون بگم توی سه‌ راه مرگ شلمچه چی گذشت.
درج در ادامه راه


ترکش های سرکش
  • مربوط به موضوع » ادبیات خاک آلود

چشم تو خورشید را برنمی تابد،پس بیهوده چشم در خورشید مدوز . سهم تو از خورشید آن است که در آینه می بینی .اما روزگار آینه ها نیز سپری گشته استآینه شکست گرفته و هزار تکه هر یک به قد خویش، قدری نور می تابند و هر یک به قدر خویش، پاره ای از خورشید را حکایت می کنند.

روزگاری بوده است که آینه های پی در پی روزهای سرد زمین را در تابش خورشید مکرر غرقه می کردند، اما چیزی نمی گذرد که آینه ها یک یک شکست می گیرند و یاد خورشید در خرده های آینه بر زمین می ماند ؛ چیزی نمی گذرد که در نبود آینه ها خورشید فراموش می شود و روی در خفا می کند ؛چیزی نمی گذرد که لاجرم تنها راه ما به خورشید از این پاره های آینه راست می شود.


می خواهیم از این به بعد در برابر پاره های آئینه تمام هستی  خودرا به نظاره بنشینیم و از من و منیت های وجودیمان دست شسته تا خورشید خداوندی به  تمام وجودمان جلوه گر شود ......

حتما بخوانید

درج در ادامه راه



نمیگذاریم در تاریخ بنویسند:((امام خامنه ای تنها ماند))
  • مربوط به موضوع » ادبیات خاک آلود

خداوندا مرا از "من" رها کن که هیچ کس به اندازه"من" مرا اذیت نکرد.

سلام شهدا

آهای بسیجی های خمینی سلام

ما همان نوزادان خفته در گهواره های خمینی هستیم که امیدش به ما بود.

اکنون شدیم بسیجی خامنه ای

آیا می دانستید که بسیجی خامنه ای بودن سخت تر از بسیجی خمینی بودن است؟چرا که پرچم امیر المومنین علی (ع) سختی اش از پرچم پیغمبر بیشتر بود.

شما در جنگ ، یک اتاق جنگ داشتید ما اینجا بسیار یکی در لندن یکی در آمریکا یکی در اسرائیل و دهها در داخل کشور.و راستی درفضا هم ما اتاق جنگ داریم.

ولی دشمن کور خوانده ، ما بسیجیان خامنه ای هستیم . گوش به فرمان مولای خود هستیم. بصیرت داریم و آگاه به مسائل هستیم. راست می گوید حضرت آیت الله جوادی آملی که اگر وجود مبارک سیدالشهدا و حضرت امیرالمونین (ع) یارانی همچون بسیجیان داشتند ، دیگر حوادث سقیفه و کربلا پیش نمی آمد .اگر ما بودیم شمشیر ابن ملجم به محراب مسجد و شمشیرهای کوفیان به کربلا نمی رسید و مختار ثقفی در زندان ابن زیاد حبس نمی شد و از کربلا باز نمی ماند....